نقد حال

     
 

 

توضیحی در مورد مدرک آقای کردان

 
جمعه ۸ شهریور ،۱۳۸٧

معاون حقوقی و پارلمانی رییس جمهوری اعلام کرد: مدرک دکترای "علی کردان"وزیرکشور به رویت رییس جمهوری رسیده است و ایشان دستور داد کارشناسان وزارت علوم صحت این مدرک را بررسی و اعلام کنند.

"محمدرضا رحیمی" روز چهارشنبه در گفت و گوی اختصاصی با ایرنا اظهار داشت: بعد از اعلام شبهه در خصوص اصالت مدرک دکترای آقای کردان نماینده ای از طرف وی به دانشکده آکسفورد اعزام شد که چگونگی موضوع را بررسی کند.

وی افزود: با مراجعه این فرد به لندن مشخص شد مطالب مربوط به مدارک وزیر کشور از روی سایت اینترنتی کاملا حذف شده و اطلاعاتی دراین خصوص وجود ندارد که وی در نتیجه اقدام به استخدام وکیل کرد.
رحیمی ادامه داد: وکیل انگلیسی از طریق مقامات قانونی به سایت اصلی دانشگاه آکسفورد مراجعه و همه اطلاعات مربوط به دکترای کردان را که در جلسه اخذ رای اعتماد توزیع شده بود، از آن سایت استخراج کرد.
وی گفت: وکیل انگلیسی بعد از مراجعه به مقامات قضایی مراتب صحت مدرک را تایید کرد و از طریق سفارت ایران برای آقای کردان فرستاد که این مدرک شنبه گذشته به دست وی رسید و من شخصا مدرک را ملاحظه کردم.

رحیمی ادامه داد: بنا شد که این مطالب و ادعاها که از هر دو طرف وجود داشته، در اختیار وزارت علوم قرار گیرد و کارشناسان خبره این وزارت صحت و سقم این مدرک را بررسی کنند. لذا مدرک دریافتی از دانشگاه آکسفورد صبح امروز در اختیار وزیر علوم، تحقیقات و فناوری قرار گرفت.

 

توضیح : بر خلاف گفته آقای رحیمی و آن چه این روزها عنوان کرده اند که دانشگاه آکسفورد، مستندات مربوط به آقای کردان را از سایت خود حذف کرده است، باید گفت که هم چنان بیانیه دانشگاه آکسفورد مبنی بر عدم صدور هیچ مدرکی برای آقای علی کردان در این سایت موجود می باشد.  می توانید به این لینک مراجعه کنید.

http://www.ox.ac.uk/media/news_stories/2008/080815.html

 

احتمالا ، آن هایی که می گویند که دانشگاه آکسفورد این مستندات را از سایت خود حذف کرده است، نحوه جستجو در یک سایت را نمی دانسته اند.

 
  لینک

 

استقلال دانشگاه ها و انتخابی شدن مدیریت ها

 
جمعه ۱ شهریور ،۱۳۸٧

استقلال دانشگاه ها و انتخابی شدن مدیریت ها

در اخبار به نقل از ریاست دانشگاه تهران گفته شده بود که  در تغییرات جدید دانشگاه تهران ، روسای پردیس علوم و پردیس کشاورزی و منابع طبیعی ، با آرای قاطع اعضاء هیات علمی دانشگاه تهران تعیین شده اند.  (خبرگزاری مهر- 30/5/87)

اگر چه در این خبر اشاره ای به نحوه انتخاب و یا انتخابات برگزار شده نشده است ، اما  مرا بر آن داشت مطلبی را که از مدت ها قبل در پی نوشتن آن بودم ، تحت عنوان: " استقلال دانشگاه ها و انتخابی شدن مدیریت ها" شروع به نگارش نمایم.

اصولا آرزوی استقلال دانشگاه ها، آرزویی است که از بدو تاسیس  دانشگاه های جدید در ایران در میان دانشگاهیان اعم از اساتید و دانشجویان وجود داشته است.

"در ایران ازابتدای تاسیس دانشگاه تهران ، شورای دانشگاه محور تصمیم گیری واداره دانشگاه قرارگرفت. استقلال دانشگاه تهران از وزارت فرهنگ وقت در سال 1321 توسط دکترعلی اکبرسیاسی و استقلال مالی آن دراوایل دهه/30 توسط دکتر محمد مصدق تحقق یافت. تقویت خودگردانی در زمینه های اداری ومالی با تشکیل هیات های امنای دانشگاه ها و مؤسسه های آموزش عالی طی سال های پایانی دهه 30 و دهه 40 ادامه یافت. بعدازانقلاب اسلامی ، درابتدا    وظایف واختیارات هیات های امنا با تصویب شورای انقلاب به هیات سه نفره ای متشکل ازوزیرفرهنگ وآموزش عالی ، رئیس سازمان برنامه و بودجه ودکتر یدالله سحابی محول شد. پس ازوقفه ای 12 ساله از سال 1370 ، هیات های امنا مجددا طبق قانون تشکیل شدند.  با پیش بینی ایجاد تحول ساختاری درماده 99 برنامه سوم توسعه اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی ونیز تصریح در ماده 1 قانون تاسیس وزارت علوم ، تحقیقات وفناوری در 1379، برحفظ و تحکیم آزادی علمی واستقلال دانشگاه ها و مراکز علمی وتحقیقاتی تاکید به عمل آمد "(آزادی علمی و استقلال دانشگاه ، سایت دکتر معین)

بر اساس سیاست استقلال بیشتر دانشگاه ها ، در طول دوره  دولت اصلاحات،  انتخاب بسیاری از مدیریت ها هم چون مدیریت دانشکده ها ، گروه های آموزشی به صورت انتخابی و توسط اعضاء هیات علمی انجام می گرفت. بر اساس همین سیاست، انتخاب ریاست دانشگاه ها توسط دانشگاهیان نیز به عنوان یک سیاست اصولی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری ، در بعضی از دانشگاه های بزرگ کشور شروع گردید که از جمله می توان به انتخابات ریاست دانشگاه علم و صنعت ، به عنوان اولین ریاست انتخابی دانشگاه ها اشاره کرد.

در دانشگاه شهید چمران نیز بر اساس همین سیاست ، ریاست انتخابی دانشکده ها در بسیاری از دانشکده ها انجام گرفت و با توجه به شناختی که نگارنده دارد، قطعا در صورت تداوم سیاست های دولت اصلاحات ، گسترش مدیریت انتخابی به انتخاب ریاست دانشگاه نیز گسترش پیدا می کرد.

متاسفانه با شروع دولت نهم، و به عنوان اولین حرکت که شاید یک نماد از آن می بود که بنا نیست در این دولت ، به آراء اعضاء هیئات علمی توجه چندانی شود، ریاست انتخابی دانشگاه علم و صنعت به عنوان اولین انتصاب وزیر جدید رقم خورد و به دنبال آن ، تمامی مدیریت های انتخابی اعم از روسای دانشگاه ها و دانشکده ها، به روسای انتصابی تبدیل گردیدند.

سیاست وزارت علوم، تحقیقات و فناوری در دولت نهم ، عملا موجب بی ثباتی در بسیاری از دانشگاه های کشور گردید به طوری که در طی این سه سال گذشته هر کدام از دانشگاه ها، شاهد تغییرات متعدد ریاست دانشگاه بوده اند. در دولت نهم ، دانشگاه تهران به عنوان مهم ترین دانشگاه کشور، تاکنون شاهد تغییر دو رییس دانشگاه بوده است . دانشگاه شهید چمران و  بسیاری دیگر از دانشگاه ها نیز از این تغییرات بی نصیب نبوده اند.  

خبر انتخاب روسای پردیس های دانشگاه تهران با آرای اعضای هیات علمی، خبری است که شاید به این معنا باشد که بعضی از دست اندکاران وزارت علوم، تحقیقات و فنآوری به این باور رسیده اند که سیاست های گسترش استقلال دانشگاه ها و مدیریت انتخابی دانشگاه ها، سیاستی مناسب بوده است که می توانست مشارکت بیشتر دانشگاهیان را به همراه داشته باشد. از این روست که باید  این خبر را به فال نیک گرفت و از مدیران وزارت علوم، تحقیقات و فنآوری و نیز از مدیریت دانشگاه ها خواست که خواست و رای دانشگاهیان را در انتخاب مدیریت دانشگاه، دانشکده ها و گروه های آموزشی دخالت دهند.  

شاید بازگشت به سیاست انتخابی مدیران دانشگاه ها ، بتواند بی ثباتی را که در دانشگاه ها حاکم شده است را به یک ثبات تبدیل نماید و مشارکت بیشتر دانشگاهیان را در اداره دانشگاه به همراه داشته باشد.

 

 
  لینک

 

مهم تر از مدرک آقای کردان

 
سه‌شنبه ٢٩ امرداد ،۱۳۸٧

در جریان رای اعتماد به وزرای کشور ، راه و ترابری و اقتصاد در مجلس شورای اسلامی ، برای اولین بار خدشه اساسی بر مدرک دکترای افتخاری آقای کردان مطرح شد و آقای حسینیان جزییات این مدرک دکترای افتخاری را چنین بیان داشتند: "در آن جلسه از آقای کردان راجع به دکترای افتخاری حقوق اساسی از دانشگاه آکسفورد سوال کردیم که این دکترا را از کجا گرفتید ... ایشان فرمود بنده یک رساله‌ای در خصوص تربیت و تعلیم در اسلام! نوشتم و برایشان فرستادم و آنها نیز این مدرک را برایم فرستادند.
وی افزود: به ایشان گفتیم تعلیم و تربیت در اسلام ربطی به دکترای حقوق اساسی ندارند و چگونه در مقابل نوشتن چنین رساله‌ای به شما دکترای حقوق اساسی دادند. مجددا از ایشان سوال کردیم که آیا شما از این رساله دفاع هم کردید که ایشان فرمودند نه دفاع نکردم. ایشان صبح همان روز هم در جلسه‌ای گفته بودند که من از رساله دفاع کردم و وقتی از ایشان پرسیده بودند که شما که انگلیسی نمی‌دانید چگونه دفاع کردید ایشان فرمودند که مترجم گرفتم. از ایشان پرسیدیم که شما در جلسه صبح گفتید دفاع کردم، چه طور الان می‌گویید دفاع نکردم که رسما فرمودندخلاف گفتم. از او سئوالاتی کردند که چرا دروغ گفتید، فرمودند که اشتباه کردم. بنده مجددا از آقای کردان سئوال کردم که شما تاکنون بر چه مبنایی حقوق می‌گرفتید، فرمودند بر مبنای همین دکترا. من از او سوال کردم که شما که چندین سال بر اساس مدرک خلاف حقوق می‌گرفتید برای این کار خود چه توجیهی دارید؟ که فرمودند من از جناب آقای لاریجانی اجازه گرفتم بعد هم توضیح دادند من ماموریت زیاد رفتم حق ماموریت نگرفتم و این مبلغ اضافه را بر مبنای آن حق ماموریت‌ها حساب کردند. ...یک شخصی اگر دارای یک شخصیت ذاتی باشد چگونه به خودش اجازه می‌دهد با یک چنین مدرک تحصیلی خود را معرفی و حقوق چندین ساله خود را دریافت کند.
"

 اما علی رغم خدشه ای که بر این مدرک در مجلس شورای اسلامی اعلام شد، آقای کردان توانستند رای اعتماد مجلس را با 169 رای موافق بدست آورد و به این ترتیب آقای کردان به وزارت کشور رسید.

وزارت کشور برای این که صحت ادعای آقای کردان را مبنی بر داشتن دکترای افتخاری اثبات نماید، زحمت کشیدند و کپی اصل مدرک انگلیسی را در معرض دید همه قرار دادند.  سایت الف که متعلق به آقای دکتر توکلی است، بیشترین مخالفت را با این مدرک اعلام داشتند به طوری که در نهایت به فیلتر شدن این سایت انجامید. این سایت بعضی از اشکالات نگارشی را که در این مدرک وجود داشت، مطرح کرد.

دانشگاه اکسفورد طی یک بیانیه مطبوعاتی که همه خبرگزاری های خارجی نیز آن را منتشر نمودند ، وابستگی این مدرک به دانشگاه اکسفورد را تکذیب کردند. و در اخبار بود که یکی از امضاء کنندگان این مدرک، امضاء منسوب به خود را جعلی دانسته است. و به این ترتیب به نظر می آید که می توان نتیجه گرفت که مدرک اعلام شده ، یک مدرک جعلی است و البته پس از آن ، به گفته یکی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی ، این مدرک قل دیگری نیز دارد و مدرک دو قلوی آن مدرک دکترای معاون فعلی حقوقی ریاست جمهوری است.

 

در خصوص مدرک دکترای افتخاری جعلی اقای کردان باید گفت :

 

1-  در ابتدا لازم می دانم به این نکته اشاره کنم که معمولا مدرک دکترای افتخاری به شخصیت های برجسته سیاسی، اجتماعی ، فرهنگی ، هنری و ... داده می شود. معمولا این مدرک دکترای افتخاری طی یک مراسم رسمی ، و توسط عالی ترین مقام دانشگاه اعطاء می شود. این مراسم، هم قبل از اعطاء و هم پس از آن بازتاب مطبوعاتی پیدا می کند که متاسفانه در مورد این مدرک دکترای افتخاری گفته شده ، هیچ کدام از این موارد گزارش نشده است.  ضمنا مسئولیت ارزشیابی مدارک خارجی بر عهده وزارت آموزش عالی می باشد که هیچ گزارشی از تایید این مدرک توسط وزارت آموزش عالی گزارش نشده است.

2-  تب مدارک بالاتر و نیز عادت به استفاده از القاب دکتر و مهندس در میان جامعه و بالطبع در میان مدیران ، به طوری است که بعضی ها را به این سو میل می دهد که حتی اگر شده به طرقی غیرقانونی ، مدارک غیرقانونی دریافت نمایند. به راحتی می بینیم با یک قبولی در دوره دکتری ، لقب دکتر حتی در نامه های رسمی نیز بر افراد وارد می شود. و البته کمتر کسی است که به القاب اضافه ، اعتراضی بنماید.

3-  می توان این قضیه را یک اشتباه شخصی  دانست که برای کسب عناوین بالاتر و شاید منافع بالاتر ، از این راه استفاده شده است. اما به نظر می آید که هنگامی که بر این اشتباه شخصی ، دولت ، مجلس ، قوه قضاییه ، رسانه ملی و بسیاری از مطبوعات و رسانه های جمعی حساسیت چندانی نشان نمی دهند، مشکلات بسیار بزرگ تری را می توان دید.

4-  مشکل اساسی در این جا این است که آقای رییس جمهور ، کسی را به عنوان کاندیدای وزارت کشور که مهم ترین وزارت کابینه است ، به مجلس معرفی کرده است که خدشه اساسی بر مدرک دکترای افتخاری او وارد بوده است. ممکن است آقای رییس جمهور، پیش از معرفی آقای کردان به مجلس از این قضیه اطلاع نداشته باشد، اما پس از این اطلاع ، باید شجاعت می نمودند و از معرفی ایشان انصراف می دادند. و حتی پس از انتخاب ایشان ، رییس جمهور می بایستی شجاعت به خرج می دادند و اقدام به برکناری ایشان می نمودند. ایشان که در این خصوص تخصص بالایی دارند. آیا ایشان می توانند در کنار خود در دولت وزیری را داشته باشند که مدرک جعلی ارائه داده است؟

5-  متاسفانه مجلس شورای اسلامی، علی رغم خدشه اساسی که بر این مدرک وارد بوده است، به ایشان رای اعتماد می دهند.  آیا مجلس اصول گرا می تواند به راحتی از این خدشه اساسی بگذرد و مهم ترین وزارت خانه که مسئول برگزاری انتخابات های مختلف را بر عهده دارد و ضروری است که  وزیری امین در راس آن قرار داده شود، به کسی می سپرد که مدرک دکترای جعلی ارائه داده است؟ اولین و مهم ترین شاخصه اصول گرایی می باید صداقت باشد.

6-  متاسفانه ، تاکنون که حدود دو هفته از رای اعتماد مجلس به وزیر کشور می گذرد، شاید غیر از حساسیت بعضی سایت ها و بعضی از نمایندگان حساسیت چندانی دیده نمی شود.  رسانه ملی ، ظاهرا در دولت نهم ، فراموش کرده است که این رسانه به عنوان وجدان عمومی جامعه باید عمل نماید و نمی تواند از خطاهای آشکار گذشت نماید.

7-  متاسفانه ، مهم ترین وزارت خانه که مسئولیت برگزاری انتخابات را بر عهده دارد به کسی سپرده شده است که مدرک دکترای افتخاری ایشان ، مورد تایید دانشگاه اکسفورد نمی باشد و یا از یک موسسه غیر قانونی تهیه شده است. ( یا به عبارت دیگر جعلی است ). آیا با کسی که به راحتی از مدرک جعلی استفاده کرده است ،   می توان به امنیت انتخابات آینده امیدوار بود؟

8-  من لازم می دانم که این خاطره را تعریف نمایم، چند سال پیش ، در صدر اخبار انگلیس خبر کمک یک مدیر مدرسه به تقلب دانش آموزان این مدرسه در صدر اخبار انگلیس قرار گرفت و یا به خاطر داریم که در قضیه بیل کلینتون ، مهم ترین حساسیت ها ، بر شهادت دروغی بود که داده شده بود.

9-  راستی چرا ، جامعه ما اعم از رسانه ملی ، رسانه های جمعی ، مجلس محترم ، قوه قضاییه ، گروه های سیاسی ، بر یک دروغ بزرگ حساسیت چندانی نشان نمی دهند.  آیا ما که ادعای برقراری یک نظام دینی داریم که مهم ترین شاخصه آن باید صداقت باشد ، می توانیم به این سادگی از این دروغ بزرگ بگذریم؟  

 

 

 
  لینک

 

۲۲ بهمن

 
دوشنبه ٢٢ بهمن ،۱۳۸٦

  مروز ۲۲ بهمن است و یادآور شعارهای بنیادین استقلال ، آزادی و جمهوری- اسلامی می  باشد. سخنرانی آقای احمدی نژاد را در میدان آزادی به طور مستقیم گوش می دادم. نکاتی برایم جالب بود :

1-     ایشان از موفقیت های دولت در طول این دو سال گذشته یاد می کردند. از جمله از گسترش تولیدات علمی، افزایش صادرات غیر نفتی ، گسترش تلفن های همراه ، ساخت موشک کاوشگر سفیر و نیز توسعه فن آوری هسته ای  و  دیگر توفیقات در این مدت گفتند.

2-     برای من جالب است که هنگامی که یک ساخت یک ساختمان چند طبقه حد اقل دو سال طول می کشد، آیا این همه کارها حاصل سرمایه گذاری های این دوران است و یا حاصل سرمایه گذاری های دیگر دولت ها بوده است که در هنگام دولت ایشان به بهره برداری رسیده است؟

3-     این موفقیت ها در چه زمانی و با چه سیاست هایی توانست به انجام برسد. آیا اگر همان زمان نیز سیاست های تنش زا محور سیاست های خارجی ما بود. این امکان وجود داشت که عسلویه با این همه سرمایه گذاری خارجی شکل بگیرد که حاصل آن گسترش صنعت پتروشیمی کشور باشد؟ آیا اگر سیاست های تنش ز از همان زمان آغاز می شد این امکان وجود داشت که منابع مالی سرمایه گذاری های خارجی تامین شوند و ...  

4-     این موفقیت ها در زمانی بنیان گذاری شده اند که قیمت نفت کمتر از ۳۰ دلار بوده است و مجموع درآمدهای نفتی هشت ساله دولت آقای خاتمی از مجموع در آمدهای نفتی سه ساله دولت آقای احمدی نژاد کمتر بوده است.  با این همه در آمدهای نفت در طول این ۲.۵ سال گذشته ، چه کاری برای آیندگان انجام شده است؟

5-     سرمایه گذاری های اقتصادی بی ارتباط با سیاست گذاری های خارجی و اجتماعی نیست. میزان مشارکت در حوزه اقتصادی ارتباط مستقیم با بستر سازی در مشارکت داخلی و خارجی دانست. این امکان وجود ندارد که میزان مشارکت را در حوزه داخلی به حداقل رساند و وارد تنش زایی در حوزه خارجی شد و آن وقت انتظار داشت که سرمایه گذاری  در حوزه اقتصادی امکان پذیر باشد.  

 

6-     ضمنا ایشان به موفقیت دولت در سفرهای استانی اشاره کردند، به قول آن نماینده مجلس هنگامی که آقای رییس جمهور به مدت چند ساعت در یک شهرستان حضور پیدا می کند که آن هم به یک سخنرانی و شرکت در جلسات اداری خواهد گذشت، چگونه می تواند اطلاعات مستقیم از زندگی و مشکلات مردم پیدا کنند؟ این همه دستگاه عریض و طویل دولتی برای چیست؟ آیا این همه دستگاه ها توانایی  کشف مشکلات موجود یک منطقه را ندارند. قطعا سفرهای استانی به حد ضرورت لازم می باشد. اما نه ان که در طول مدت ۴ ساله دولت عملا دولت بیش از ۳۰ هفته در ارتباط مستقیم با سفرهای استانی باشند.

 

7-     نکته جالب در حین سخنرانی آقای احمدی نژاد که اخبار جمهوری اسلامی نیز آن را پخش کردند ، نظر سنجی ایشان در طول سخنرانی می بود.  نمی خواهم گریزی بر این نظر سنجی بزنم ، فقط می گویم که شاید مهم ترین مشکلی که در باور مسئولین ما وجود دارد، مشارکت های توده ای و ارتباط های توده ای به جای مشارکت های سازمان یافته می باشد. 

 

8-    البته نبايد از پوسترهاي تبليغاتي جبه متحد اصولگرايان که به همت صدا و سيما نيز در معرض ديد بينندگان محترم صدا و سيما قرار مي گرفت ، به راحتي گذشت؟

 

 
  لینک

 

اقتصاد دلاری

 
شنبه ۱٧ آذر ،۱۳۸٦

-         وزير نفت اعلام کرده است که با توجه به كاهش ارزش دلار و زيان صادركنندگان نفت خام از اين روند، ديگر دلار ارز قابل اعتمادي نيست و در راستاي سياست فروش نفت خام به ارزهاي ديگر به جز دلار، در حال حاضر فروش نفت كشورمان به دلار به طور كامل حذف شده است. 

-         اما در نظر بگيريد هنگامي که برابري دلار در مقابل ريال ثابت نگه داشته مي شود، در آن صورت هنگامي که ارزش  دلار در مقابل ارزهاي ديگر کاهش مي يابد، حاصل براي ما آن مي شود که ارزش ريال در مقابل ارزهاي ديگر نيز کاهش مي يابد.

     مطابق آن چه که جناب وزير فرموده اند، چون فروش به دلار نداريم، لابد همين سياست هم در مورد خريد نيز وجود دارد، پس بنابراين بايد ريال بيشتري در مقابل خريد کالاهاي خارجي پرداخت.

     با کاهش ارزش دلار در مقابل ارزهاي ديگر،  اين امکان وجود داشت که کالاهايي که به دلار خريداري مي شدند نيز ارزان تر خريداري گردند، نه آن که کالاهايي که به ارزهاي ديگر خريداري مي شوند نيز گران تر خريداري شوند و در نتيجه ناشي از سياست هاي اين چنيني تورم زا، شاهد افزايش قيمت روزافزون کالاها باشيم.

-         به نظر من بر عکس، اقتصادي که با بالا و پايين رفتن دلار، بالا و پايين مي رود، کاملا دلاري است.

 
  لینک

 

خاطره ای از پرفسور حسابی

 
سه‌شنبه ۱۳ آذر ،۱۳۸٦

خاطره ای از پرفسور حسابی

روزي در آخر درس َ يک دانشجوي دکتراي نروژي ، سئوالي پرسيد : استاد، شما که از جهان سوم مي آييد.، اين جهان سوم کجاست؟ فقط چند دقيقه به آخر کلاس مانده بود،  من در جواب مطلبي را في البداهه گفتم که روز به روز بيشتر به آن اعتقاد پيدا مي کنم. به آن دانشجو گفتم: جهان سوم جايي است که هر کس بخواهد مملکتش را آباد کند، خانه اش خراب مي شود و هر کس بخواهد خانه اش آباد باشدَ  بايد در تخريب مملکت اش بکوشد.

 
  لینک

 

ارتباط صنعت و دانشگاه (۲)

 
دوشنبه ٥ آذر ،۱۳۸٦

در ادامه سخن از ارتباط صنعت و دانشگاه، لازم می دانم موقعیت کنونی دانشگاه های غرب و خود ما را مقایسه ای داشته باشم.

دانشگاه های غرب: این اطلاعات بر اساس اطلاعات شخصی خود بنده می باشد.

1-   نگارنده بنا دارد که به وضعیت دانشگاه های غرب ، بر اساس آن چه خود دیده است بپردازد. محل تحصیل بنده  در رتبه بندی  جهانی در رتبه حدود 400 قرار دارد، اگر چه دپارتمان برق آن در رتبه اول دانشگاه های اسکاتلند و در رتبه پنجم دپارتمان های برق بریتانیا قرار دارد.

2-   همان طور که می دانید در نظام دانشگاهی غرب غیر از اساتید دانشگاه، جمعیت قابل توجهی را محققان در هر دپارتمان تشکیل می دهند. از جامعه محققین دانشگاهی، البته قسمت اعظمی از آن ها را دانشجویان دکتری که شاید از غالب کشورهای دنیا می باشند را تشکیل می دهند.  علاوه بر دانشجویان دکتری، بسیاری نیز محققین شاغل در همان دپارتمان هستند که غالب دارای مدرک دکتری می باشند.

در دپارتمانی که دوره دکتری بنده در آن جا بوده ام، حدود 60 عضو هیئت علمی با مرتبه های ( lecturer، senior lecturer، reader، professor، director  و founder) شاغل به تدریس و تحقیق می  باشند. علاوه بر 200 دانشجوی دکتری و فوق لیسانس ( که غالب آن ها را دانشجویان دکتری تشکیل می دهند)، قریب به 75 نفر ، شاغل به تحقیق به صورت (research assistant  ،fellow    research  یا senior research fellow) می باشند که از این بین حدود 45 نفر دارای مدرک دکتری می باشند.  

3-   همین دپارتمان دارای 2 موسسه تحقیقاتی  (Research Institute )مستقل و نیز سه مرکز تحقیقاتی  غیر وابسته به موسسه های تحقیقاتی می باشد.  هر کدام از این موسسه های تحقیقاتی می تواند دارای چندین مرکز تحقیقاتی وابسته باشد. بعضی از این مراکز تحقیقاتی و یا موسسه های تحقیقاتی در ارتباط مستقیم با سایر موسسه های تحقیقاتی و مراکز تحقیقاتی در دیگر دانشگاه ها هم می باشند. در مجموع در دپارتمان برق، بیش از ده مرکز تحقیقاتی وجود دارد.

4-     تعداد دانشجویان لیسانس این دپارتمان 550 نفر می باشد که در گرایش های زیر شاغل به تحصیل می باشند:

 مهندسی کامپیوتر و سیستم های الکترونیک

  مهندسی مخابرات دیجیتال و Multimedia

مهندسی سیستم های انرژی الکتریکی

مهندسی الکترومکانیک

مهندسی الکترونیک و سیستم های دیجیتال

مهندسی الکترونیک و الکتریکال

کارشناسی ارشد پیوسته(5 ساله )  مهندسی برق و الکترونیک با مطالعات بازرگانی

کارشناسی ارشد پیوسته (5 ساله ) مهندسی برق و الکترونیک با مطالعات اروپایی

5-                اگر به گستردگی حوزه تحقیق موسسات و مراکز تحقیقاتی و نیز شاغلین در حوزه تحقیقات در این این دپارتمان توجه داشته باشید،  پی می برید که این همه جز با ارتباط ارگانیک دانشگاه و صنعت امکان پذیر نمی باشد. اگر حدود 300 نفر شاغل در حوزه  تحقیق در این دپارتمان را در نظر بگیرید پی می برید که فقط برای تعریف پروژه های آن ها لازمی می آید که یک ارتباط بسیار محکمی میان صنعت و دانشگاه برقرار باشد.

امحل تامین منابع مالی بسیاری از این دانشجویان دکتری و نیز محققین شاغل در دپارتمان ها، گرنتی می باشد که بر اساس قراردادهای تحقیقاتی به دانشگاه ها داده می شود. حتما شنیده اید که دانشجویان   می باشند.

6-                اخیرا، در بسیاری از دپارتمان ها و مراکز تحقیقاتی وابسته به این دپارتمان ها ، شرکت های وابسته تحقیقاتی و صنعتی وجود دارد که می توانند به صورت مستقیم تولیدات ناشی از تحقیقات دانشگاهی را به صنعت عرضه دارند.

7-                اگر به عناوین رشته های تحصیلی که در سطور بالا اشاره کردم، توجه کنید پی می برید که با ایجاد ارتباط صنعت و دانشگاه است که زمینه های جدید تحصیلی خود را نشان می دهد و در نتیجه رشته های تحصیلی جدید تعریف می شوند.

8-                باز این سخن را ادامه خواهم داد.

 

 
  لینک

 

ارتباط صنعت و دانشگاه

 
سه‌شنبه ٢٩ آبان ،۱۳۸٦

مدت مدیدی است که این وبلاگ را به روز نکرده بودم. خوشبختانه دوستانی که آن را بازدید می کنند ، خسته نشده و هر از چند گاهی بر آن نگاهی دارند. امروز قاطعانه تصمیم گرفتم که مطلبی را در این وبلاگ قرار دهم. اما این که مطلب چه باشد، اجازه دهید عنوان را بر موضوع ارتباط صنعت و دانشگاه بگذاریم.

چرا ارتباط صنعت و دانشگاه در کشور ما نهادینه نشده است.

من سخن را در این مورد باز می کنم و انتظار دارم که از نظرات دوستان بهره مند شوم.

1-     همه می دانیم که صنعت و دانشگاه دو محصول وارداتی بوده اند که در ابتدای قرن بیستم به کشور ما وارد شده اند، این دو در غرب با هم ارتباط ماهوی داشته اند ولی ما آنان را به عنوان دو موجود مستقل از هم وارد کرده ایم و هیچ گاه نتوانسته ایم آن طور که باید و شاید این دو را به عنوان دو موجود وابسته نگاه کنیم.

2-     ارتباط میان دانشگاه و صنعت را من فکر می کنم که باید از تحولات خصوصا قرن نوزدهم غرب دنبال کرد و تا قرن بیستم و قرن بیست و یکم رسید.

3-     اگر چه ممکن است که گفته شود که ارتباط دانشگاه و صنعت در غرب هم به صورت کاملا نهادینه نبوده است به این معنا که دانشگاه  خدمات دهنده به صنعت باشد و از طرف دیگر صنعت نیز تامین کننده منابع دانشگاه، ولی قطعا می توان گفت که تحولات صنعتی در غرب محصول تحولاتی بوده اند که در نظام فکری غرب که دانشگاه ها نماد آن می بوده اند، اتفاق افتاده است.

4-     اما آن چه به صورت مشخص ما از ارتباط صنعت و دانشگاه در ذهن داریم که ارتباط پژوهشی صنعت و دانشگاه است را می توان از قرن بیستم در غرب مشاهده کرد.

5-     ناشی از تحولات اساسی در اروپا و آزادسازی اقتصادی و شکل گیری صنعت بر اساس رقابت، شرکت های بزرگ صنعتی در غرب و آن چه که ما به نام غرب می شناسیم شکل گرفت. رقابت ماهیت صنعت فعلی غرب است. برای حضور در دنیای رقابت، ناگزیر باید به سمت نوآوری و خلاقیت و بهبود تکنولوژی با کیفیت بالاتر و قیمت پایین تر رفت ، تا بتوان در دنیای پر از رقابتی که تعیین کننده نهایی مصرف کننده است، حضور داشت. بلکه بتوان زنده ماند. وگرنه لاجرم ناگزیر به ترک میدان و فنا خواهید بود.

6-     برای بهبود تکنولوژی ، پژوهش و تحقیقات امر ناگزیری است که صنعت باید به آن توجه می کرد

7-     دانشگاه ها از بدو تاسیس در غرب کانون پژوهش های علوم تجربی نیز بوده اند. اگرچه اگر تاریخ دانشگاه ها را در غرب مروری بیندازیم، آنان نیز چون ما ابتدا از علوم متافیزیکی شروع کرده اند ، اما بسیار زود دانشگاه های غرب از قرون چهاردهم و پانزده میلادی و شاید هم زودتر کانون علوم تجربی نیز بوده است.پیشنهاد می کنم که به تاریخ شکل گیری دانشگاه های آکسفورد و کمبریج در انگلیس مراجعه نمایید.

8-     قطعا در قرن بیستم ، دانشگاه ها می توانست کانونی برای پژوهش های صنعتی باشد که صنعت غرب می توانست از آن بهره مند شوند. اگرچه شرکت های صنعتی خود را بی نیاز از مراکز تحقیق و توسعه نمی بینند ولی همه می دانیم که هم چنان مهم ترین پژوهش های صنعتی برای خلق تکنولوژی به روز، در اختیار دانشگاه هاست.

9-     در این بین تحولی را که در قرن بیستم در غرب اتفاق افتاد را نباید از نظر دور داشت و آن هم استقلال دانشگاه ها از دولت بود. دانشگاه ها برای مدت ها برای تامین بودجه خود نیازمند بودجه های دولتی می بودند که عملا با استقلال دانشگاه ها، نیاز دانشگاه ها برای تامین منابع مالی ، آنان را به سمت خدمات دهی به صنعت در قالب پروژه های صنعتی سوق می داد.

10- این سخن را ادامه خواهم داد و انتظار دارم که این سخن توسط دوستان نیز ادامه یابد. اما در یک کلام باید بگویم که مشکل اساسی را من در این می بینم که هنوز اقتصاد ما رقابتی نیست و ضمنا دانشگاه های ما نیز ساختاری پژوهشی ندارند و هم چنان ساختار آنان آموزشی است.

 

 
  لینک

 

تصادفات جاده ای

 
شنبه ۱٤ مهر ،۱۳۸٦

همین امروز در اخبار بود که در اثر برخورد یک اتوبوس با یک کامیون در محور هراز، 17 نفر کشته و 21 نفر زخمی شدند.

سالیانه نزدیک به سی هزار نفر در تصادفات جاده ای جان خود را از دست می دهند. و صد ها هزار نفر مجروح و معلول می شوند و صد ها میلیارد تومان خسارات مالی وارد می شودو ده ها هزار خانواده در مصیبت عزیزان خود فرو می روند. تا کی , این چنین؟

من به نوبه خود شهادت می دهم که درطول مدت 5.5 سال سکونت در انگلیس، به جرات می گویم که فقط سه تصادف را از نزدیک مشاهده نمودم. اهل اغراق نیستم.  قطعا ، هر کس در این جا می تواند  هر روز چندین تصادف را از نزدیک رویت نماید.  هر سال به اندازه یک زلزله شمال و یک زلزله بم در جاده های ما اتفاق می افتد و تقریبا هر سال ما این چنین است. اگر چه اخیرا ، بنا بر آمارهایی که داده می شود که ان شاء ا... درست باشد، این روند اندکی کاهش یافته است ولی تا آن جا که حتی یک نفر در جاده های ما کشته نشود ، فرسنگ ها راه است.

در این زمینه می توان بسیار نوشت که چرا چنین است؟ آیا فرهنگ رانندگی وجود ندارد؟ آیا نظارت مناسب وجود ندارد؟ آیا اصولا جاده ها و خیابان های ما خطر آفرینند؟ و ...و چه باید کرد؟ من همه شما را دعوت می کنم که فقط خواننده این مطلب نباشید. ترجیح می دهم که مطالب دیگر را پس از گشایش باب صحبت ادامه دهم.

 

 
  لینک

 

به یاد فلسطين

 
پنجشنبه ۱٢ مهر ،۱۳۸٦

فردا روز قدس است. روز يادآوري مظلوميت 60 ساله فلسطين. تصور اين که 60 سال زندگي همراه با مبارزه، جنگ و از طرف ديگر زندگي در غربت ، تصوري است که براي هر کس متصور نيست.

فلسطين سرزمين مقدس اسلام، يهوديت و مسيحيت بوده است.  قبله اول مسلمين َ ، زادگاه مسيح و سرزمين کليم. در سرزمين فلسطين ، براي قرن ها اديان اسلام، مسيح و يهوديت با آرامش در کنار يکديگر زندگي مي کرده اند. در  ميان کشورهاي عرب، فلسطين نماد تحمل اديان براي قرن ها بوده است. از اين رو شايد اشغال فلسطين توسط صهيونيست ها ، بيش از همه تحمل مذهبي را هدف قرار داده است.

 

اما دوستان فلسطيني ، انصافا بسيار برجسته تر از ساير دوستان عرب بودند. هيثم، دانشجوي دکتري معماري بود.  ابراهيم، دانشجوي دکتري داروسازي و ماهر دانشجوي دکتري الهيات. هيثم، اکنون بايد استاد دانشگاه غزه باشد. ابراهيم، در عين تحصيل،  مديريت امور دانشجويان فلسطيني را در اسکاتلند به عهده داشت.

 اما، هنگامي که به ياد فلسطين و اين روزها لبنان، عراق و افغانستان مي افتم. اين سئوال پيش مي آيد که آيا آن چه غرب در حوزه حقوق بشر و دمکراسي مي گويد، نادرست است. نمي خواهم صحبت را به درازا بکشانم، اما مي گويم که ، رعایت حقوق بشر در غرب گزافه نیست و اگر در جامعه غرب  حقوق بشر احترام مي شود  از آن روست که آن چنان نهادهاي کنترل کننده قدرت بوجود آمده است که امکان تجاوز قدرتمندان از حدود حقوق بشر ممکن نيست، اما در حوزه جهاني چنان نهادهايي وجود ندارد و مسلمانان نيز از آن چنان قدرتي در حوزه جهاني برخوردار نيستند که مانع از ظلم ها در فلسطين، لبنان و اين روزها عراق  شوند.

در پايان با ذکر خاطره اي سخن را به پايان مي رسانم. روز قدس سال 78، مصادف با ژانويه 2000 بود. براي برپايي روز قدس، دوستان دانشجوي ايراني بعضا به همراه خانواده بنا شد که در مراسم روز قدس در لندن شرکت کنيم. حرکت اتوبوس ، ظهر جمعه بود و معمولا مطابق روند قبلي، راهپيمايي روز قدس در لتدن روز شنبه برگزار مي شد. در اين بين در يک توقف کوتاه در گلاسگو، ماهر را ديدم. از من پرسيد که به کجا مي رويد؟ من گفتم لندن و براي راهپيمايي روز قدس، و او گفت : Good Luck

 
  لینک

 

ليست وبلاگ هاي فارسي
قالب هاي وبلاگ

محسن صنیعی




نویسندگان وبلاگ
محسن صنیعی





آمار وبلاگ
خروجی وبلاگ
  RSS 2.0